بلاگ سپهر محمدی

اثبات اصل امامت مبتنی بر قرآن

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ: ۲۳ دی ۱۳۹۰

در این ایام در اینترنت بسیار بر می خورم به کسانی که از اثبات اصل امامت مبتنی بر قرآن سوال می کنند.

آیا قرآن سخنی از اصل امامت به میان آورده است یا این اصل مهم در میان شیعیان منحصرا از طریق روایات ثابت می شود؟

لذا بر آن شدم که این استدلال که پیشتر به مناسبتهای مختلف ارائه شده بود را به صورت منسجم در یک پست ارائه کنم تا قابل استفاده برای فارسی زبانان باشد.

در این مقاله می خواهم مبتنی بر قرآن این موارد را اثبات کنم:

  • اصل امامت در ادیان گذشته یعنی سه دین حنیف و یهودیت و مسیحیت وجود داشته است و به روشنی در قرآن آمده است.
  • اگر قبول نکنیم نام ۱۵ امام، حداقل نام سه امام(حضرت ابراهیم، حضرت یعقوب و حضرت اسحاق) در قرآن تصریح شده است.
  • امامت در امت اسلامی همچنان تداوم دارد.

ابتدا باید عرض کنم که در این بحث، منظورم از امام کسی است که خداوند برای هدایت مردم تعین کرده است، نباید امام را با خلیفه یا حاکم و یا والی مسلمانان اشتباه کرد. منظور از امام دقیقا شخصی است که خدا برای هدایت مردم تعیین کرده است و این شخص در بیشتر موقعیتهای تاریخی که می شناسیم والی یا حاکم نبوده است.

ابتدا مبتنی بر قرآن ثابت می کنم که امامت در میان ادیان گذشته بوده است و نام برخی از امامان هم مستقیما در قرآن آمده است.

در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره سجده چنین آمده است:

سوره سجده
وَ لَقَدْ ءَاتَیْنَا مُوسىَ الْکِتَابَ فَلَا تَکُن فىِ مِرْیَهٍ مِّن لِّقَائهِ وَ جَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنىِ إِسْرَ ءِیلَ(۳۲:۲۳)
وَ جَعَلْنَا مِنهُمْ أَئمَّهً یهَدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبرُواْ وَ کَانُواْ بَایَاتِنَا یُوقِنُونَ(۲۴)

و به راستى [ما] به موسى کتاب دادیم. پس در لقاى او [با خدا] تردید مکن، و آن [کتاب] را براى فرزندان اسرائیل [مایه] هدایت قرار دادیم. (۲۳)
و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند، برخى از آنان را امامانى قرار دادیم که به فرمان ما [مردم را] هدایت مى کردند. (۲۴)

در این آیات کاملا مشخص است که وقتی بنی اسرائیل شکیبایی پیشه کردند و به آیات خداوند یقین پیدا کردند، خداوند برخی از آنها را به عنوان امام و پیشوای آنان قرار داد و آن امام ها مردم را به فرمان الهی(امر الله) هدایت می کردند.

برای اطلاع بیشتر در مورد چیستی امر الله، توصیه می کنم مطلب بنده در مورد امر الله را بخوانید.

در مورد آیه فوق، باید توجه کنید که حضرت موسی و عیسی(۳:۴۹ و ۶۱:۶) هر دو مبعوث به بنی اسرائیل بودند، و وقتی در این آیات تصریح می شود که خدا از میان بنی اسرائیل امامانی انتخاب فرموده است، این ائمه باید هم در مسیحیت و هم در یهودیت بوده باشند.

در واقع روشن است که بر اساس قران، اصل امامت در امتهای و ادیان گذشته که شامل یهودیت و مسیحیت می شود، وجود داشته است و وقتی به سطحی از فهم و درک ایمانی می رسیده اند، خداوند برخی از آنها را برای دیگران، امام و پیشوا قرار می داده است و آنها بر اساس فرمان الهی مردم را هدایت می کردند.

همچنین در آیه ۷۲و ۷۳ سوره انبیاء چنین می خوانیم:

سوره انبیاء
وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ نَافِلَهً وَ کلاً جَعَلْنَا صَلِحِینَ(۲۱:۷۲)
وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیرَاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوهِ وَ إِیتَاءَ الزَّکَوهِ وَ کاَنُواْ لَنَا عَبِدِینَ(۷۳)
و اسحاق و یعقوب را [به عنوان نعمتى] افزون به او(ابراهیم) بخشودیم و همه را از شایستگان قرار دادیم. (۷۲)
و آنان را امامانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى کردند، و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند. (۷۳)

در این آیات به وضوح از دو تن از ائمه یعنی حضرت اسحاق و حضرت یعقوب نام برده می شود و روشن می شود که به ائمه وحی می شده است و نحوه انجام کارهای نیک از قبیل نماز و زکات توسط آنها به مردم آموزش داده می شده است و آنها بندگان نیک خداوند بوده اند که به چنین مقامی رسیده اند.

همچنین در ادامه آیه از ائمه دیگری نام برده می شود چرا که همه با “واو” عطف، به آیه فوق عطف شده اند، “و لوطا”(۲۱:۷۴)، “و نوحا “(۲۱:۷۶)، “و داود و سلیمان”(۲۱:۷۸)، “و ایوب”(۲۱:۸۳)، “و اسماعیل و ادریس و ذاالکفل”(۲۱:۸۵)، “و ذاالنون”(۲۱:۸۷)، “و زکریا”(۲۱:۸۹)، “و التی احسنت فرجها… وابنها”(۲۱:۹۱)

که همراه حضرت ابراهیم که از ابتدا سه بار در آیه ۵۱ و ۶۲ و ۶۹ نام ایشان برده شده و در آیه ۷۲ هم ضمیر به جناب ایشان اشاره دار، در مجموع ۱۵ امام از بنی اسرائیل و غیر بنی اسرائیل هستند که نام آنها در قرآن و در این سوره آمده است.

و اگر کسی هم به فرض واو عطف ها را قبول نکند، جناب اسحاق و یعقوب را که نمی تواند انکار کند نام ایشان به عنوان ائمه دقیقا در آیات ۷۲ و ۷۳ سوره انبیاء به روشنی آمده است!

ممکن است گفته شود که این سوره انبیاء است و همه اینها انبیاء هستند نه ائمه!

حال آنکه بر اصحاب تحقیق روشن است که نام سوره ها جزء وحی قرآن نیست! بلکه انتخاب مسلمانان بوده است، ثانیا در هیچ کجای این سوره واژه “نبی” یا مشتقات آن اساسا نیامده است! من در عجبم که مسلمانان صدر اسلام چرا نام این سوره را انبیاء گذاشته اند؟!

حال آنکه واژه ائمه در آیه ۷۳، آمده است، و نام و مشخصات، ائمه بسیاری، با واو عطف به آن عطف شده است و جمعا نام ۱۵ امام در این سوره آمده است. و در واقع این سوره بیش از آنکه سوره انبیاء باشد سوره ائمه است!

همچنین در آیه ۱۲۴ سوره بقره چنین آمده است:

وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ (۲:۱۲۴)
و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود، و وى آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را امام مردم قرار دادم.» [ابراهیم] پرسید: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمى رسد.» (۱۲۴)

در این آیات باز روشن می شود که پس از گذراندن آزمایشهای فراوان و پس از اینکه حضرت ابراهیم از خداوند درخواست ماموریتی کرد(در آیه ۲۶:۸۳) خداوند ایشان را به مقام امامت می رساند و او را راهنمای مردم قرار می دهد. و حضرت ابراهیم اولین امام الهی است که در قرآن و تورات مورد شناسایی قرار گرفته اند.

نکته ای که حایز اهمیت است اشاره خداوند به این موضوع است که امامت عهدی الهی است، بعدا اگر فرصت بود به عهد قدیم و عهد جدید و اینکه این عهد، که عهد امامت است چگونه در میان بنی اسرائیل دست به دست می شد و چگونه بنی اسرائیل بر اساس قرآن و کتاب مقدس، هردو، این عهد را شکستند(قرآن ۴:۱۵۵ و ۵:۱۳ ، تورات سفر تثنیه ۱۳: ۱۶ ، ارمیا ۱۱: ۱۰ ، حزقیل ۴۴: ۷ و …) و چگونه این عهد به پیامبر گرامی اسلام و ائمه شیعه رسید، سخن خواهم گفت. اما همین مقدار توجه داشته باشید که عهد خدا با حضرت ابراهیم که در کتاب مقدس به آن اشارات فراوانی شده است، و حتی نام این دو مجموعه عهدین بر اساس آن قرار داده شده است، عهد امامت است!

و البته توجه داشته باشید که هیچ کس اختیار شفاعت ندارد و دارای علم غیب نیست مگر کسانی که با خداوند عهدی دارند(۱۹:۸۷و ۱۹:۷۸)

به طور خلاصه در این پست ثابت کردم که امامت، عهدی الهی و یک اصل در ادیان گذشته، دین حنیف، یهودیت(عهد قدیم) و مسیحیت(عهد جدید) بوده است و در میان بنی اسرائیل، خدا امامانی مشخص می کرده است و از غیر بنی اسرائیل هم خدا، حداقل سه نفر یعنی حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق و حضرت یعقوب را به عنوان امامانی که به فرمان الهی هدایت می کردند، به نام، در قرآن، معرفی و مشخص کرده است.

پس مشخص شد که اولا بر اساس نص قران، خداوند در امتهای گذشته، در میان بنی اسرائیل و پیش از بنی اسرائیل امامانی را برای هدایت مردم به فرمان خویش می فرستاده است.

و ثانیا این یک سنت الهی بوده است که وقتی مردم صبر می کردند و به یقین می رسیدند، از میان آنها شخصی را که آزمایشهای متعددی شده است، به عنوان امام بر می گزیده است.

اما بد نیست که توضیح دهم که چرا این سنت باز هم همچنان در امت اسلامی، ادامه دارد.

اولا خداوند به متقین در میان مسلمانان آموزش می دهد که از خدا درخواست کنند که خداوند آنها را امام متقین قرار دهد:

وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّتِنَا قُرَّهَ أَعْینٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا(۲۵:۷۴)
و کسانىاند که مىگویند: «پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنىِ چشمان [ما] باشد، و ما را امام پرهیزگاران گردان.» (۲۵:۷۴)

پس این نشان می دهد که امامت همانطور که در امتهای گذشته وجود داشته و خدا خودش و براساس تلاش و کوشش آنها، از میان آنها یک نفر را به امامت بر می گزید در این امت هم وجود دارد و خدا مومنان را ترقیب می کند که از خداوند بخواهند تا آنها را امام متقین قرار دهد. و این نشان می دهد که باب امامت بسته نشده است و خداوند هر گاه بخواهد از میان مسلمانان هم اشخاصی را به امامت بر می گزیند.

ثانیا همانطور که عرض شد، منصوب کردن امامان که در امتهای پیشین اتفاق افتاده است یک سنت الهی بوده است و سنت الهی هیچگاه عوض نمی شود:

سنّت الهى از پیش همین بوده، و در سنّت الهى هرگز تغییرى نخواهى یافت. (۴۸:۲۳)

ثالثا پیامبر گرامی اسلام مکرر فرموده اند، که هر چه در امتهای گذشته بوده است، در امت من هم خواهد بود. که خوب چون امامت در امتهای گذشته بوده است در میان مسلمانان نیز خواهد بود.

که جمعا سه دلیل، دو دلیل قرانی و یکی روایی شد تا ثابت کنیم که امامت که در امتهای گذشته بوده است، در امت اسلامی هم خواهد بود.

لذا مشخص شد که اصل امامت، به این مفهوم که خداوند شخصی را برای هدایت مردم برگزیند، در امتهای گذشته بوده است و در امت اسلامی هم تداوم دارد.

توجه به این موضوع هم بد نیست که امامت حضرت ابراهیم هم در تورات و هم در قرآن تایید شده است. همچنین نام ۲۴ نفر از ائمه بنی اسرائیل در تورات دقیقا ذکر گردیده است و خدا دو بار و هر بار ۱۲ امام در میان بنی اسرائیل معرفی کرده است.

در مورد امامت در تورات به این مقاله بنده مراجعه کنید:

http://fa.sepehrmohamadi.com/?p=328

غیر از اینکه اصل وصایت نیز، هم توسط موسی، کلیم الله و هم توسط عیسی، مسیح در تورات و اناجیل وجود داشته است که در این مقاله به آن اشاره کرده ام:

http://fa.sepehrmohamadi.com/?p=373

اما سوالاتی هم ممکن است در این زمینه پیش بیاید.

اولین سوال آن است که مگر مقام امامت در شیعه اکتسابی است؟ یعنی آیا بنا بر تلاش افراد است که شخص امام می شود یا بنا بر اراده الهی است؟
آنچه از آیات فوق قابل استنتاج است آن است که هر دو!
یعنی تلاش فرد در انتخاب شخص به عنوان امام تاثیر دارد اما به هر حال منصوب شده به منصب امامت تنها با دستور و فرمان الهی است.

در مورد اکتسابی بودن مقام امامت در قرآن این خیلی روشن است، ابراهیم ابتدا نبی بود(۱۹:۴۱) و بعد رسول(۹:۷۰و ۲۹:۱۶)، وبعد از گذراندن آزمایشاتی، تازه خداوند در این آیات، او را به مقام امامت رسانید.

در مورد ولایت حضرت علی، هم اگر دقت کنید، مفصلا سلسله مراتب وجود دارد.

قرآن اول می گوید، خدا ولی مومنین است و طاغوت ولی کافرین است.(۲:۲۵۷) اللَّهُ وَلىِ‏ُّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ  وَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّغُوت‏

بعد می گوید ای مومنین، برای شما جز از طرف خدا، ولی نیست!(۲:۱۰۷) وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىِ‏ٍّ وَ لَا نَصِیرٍ(۱۰۷)

بعد می گوید ای مومنین، کافران را ولی نگیرید!(۴:۱۴۴) یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِین‏

بعد می گوید ای مومنین، اهل کتاب را ولی نگیرید!(۵:۵۱) * یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْیهَودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِیَاءَ  بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ  وَ مَن یَتَوَلهَُّم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنهْمْ

بعد می گوید برخی از مومنین، اولیای برخی دیگر هستند.(۹:۷۱) وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ  یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ  أُوْلَئکَ سَیرَحَمُهُمُ اللَّهُ  إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ(۷۱)

بعد می گوید ای مومنین دعا کنید که خدا شما را امام متقین قرار دهد!(۲۵:۷۴) وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّتِنَا قُرَّهَ أَعْینُ‏ٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا(۷۴)

بعد می گوید، از میان مومنین، آنها که مهاجرت نکرده اند(انصار)، ولایت بر دیگران ندارند.(۸:۷۲) إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ ءَاوَواْ وَّ نَصَرُواْ أُوْلَئکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ  وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ لَمْ یهُاجِرُواْ مَا لَکمُ مِّن وَلَیَتهِم مِّن شىَ‏ْءٍ حَتىَ‏ یهُاجِرُوا

بعد می گوبد، سابقون الاولون من المهاجرین و الانصار، خدا از آنها راضی است و آنها از خدا راضی هستند.(۹:۱۰۰) وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنصَارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضىِ‏َ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ وَ أَعَدَّ لهَمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى تحَتَهَا الْأَنْهَرُ خَلِدِینَ فِیهَا أَبَدًا  ذَالِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ(۱۰۰)

بعد می گوید ولی شما تنها خدا است، رسول است و از میان مومنین یک شخص خاصی است، که اشاره به آن شخص هم با عمل او می کند، آن شخصی که نماز می خواند و در حال رکوع، زکات می دهد!(۵:۵۵) إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ(۵۵)

وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ(۵۶)

اشاره به عمل آن شخص هم، که امام علی(ع) است که در حین رکوع زکات داد، توجه دادن به این امر است که همین اعمال موجب اکتساب مقام امامت توسط ایشان است!

همه اینها یعنی اینکه مقام ولایت و امامت اکتسابی است، هر چند خدا بداند که در انتها حضرت ابراهیم یا امام علی(ع) برنده این عرصه است، اما در این دنیا باید همه چیز در جای خود قرار داشته باشد.

و علم خدا، مانع اختیار انسانها برای کسب مقامات الهی نیست!

مثلا اگر خدا بداند که شما ده سال دیگر عالم جلیل القدری می شوید که، اختیار شما مورد خدشه قرار نمی گیرد!

خدا هم بدون شک می دانسته است که از میان امت رسول الله چه کسانی به مقام امامت می رسند و چه بسا رسولش را از آن با خبر کرده باشد، اما علم خدا که مانع جهد آنها و مانع اختیار آنها برای کسب این مقام نیست!!!

لطفا اگر کوچکترین موضوعی خلاف قران می بینید تذکر بفرمایید و استدعا دارم اندیشه های گذشته خود را در این بحث دخیل نکنید!

با احترام فراوان

سپهر محمدی

۱۰ پاسخ برای "اثبات اصل امامت مبتنی بر قرآن"

1 | ساربان

۲۵ دی ۱۳۹۰ در ساعت ۶:۵۱ ب.ظ

سلام بر همگی دوستان جناب سپهر مطالب شما را خواندم ولی نکاتی مطرح فرموده اید در مورد اهل بیت
و برای بزرگی اهل بیت . اهل بیت حضرت ابراهیم را مثال اورده اید
و لب کلام شما این است که وقتی ال ابراهیم دارای ان شرف و بزرگی هستند ال محمد بطریق اولی بزرگوار ترند
و البته مطلب شما درست است ولی مشکل این است که تعریف شما از اهل بیت نا رسا است در قران ۳ بار از اهل بیت سخن گفته شده که در هر سه ایه اتفاقا منظوراز اهل اول از همه خود همسران هستند
وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاهَ وَآتِینَ الزَّکَاهَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا
———————————————–
قَالُواْ أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَّجِیدٌ
————————————-
وَحَرَّمْنَا عَلَیْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ
پس میبینید که در همه این ایات مراد از اهل بیت قبل از همه همسران هستند
نه داماد و نوه با اینکه انها هم بگونه ای اهل بیت پیامبر هستند و تمام ۱۲ امام شیعه مورد احترام کامل ماهستند و اصلا این ماییم که اعتقاد داریم شیعه از راه امامان منحرف شده است
دوما اگر شما شرف و بزرگی ال ابراهیم را قیاس میکنید بر ال محمد پس چرا اصحاب و حواریون عیسی را بر اصحاب محمد قیاس نمیکنید ؟؟؟
یا اصحاب کهف را ؟؟
دوما میشود بگویید این اهل بیت شما برای اسلام چه کاری کردند که اهل سنت نکرده اند ؟؟ بلکه در همه چیز مقلد اهل سنتید تا در موضوعی گیر می افتید برای پشتوانه سخنتان از منابع اهل سنت بهره میگیرید
مثلا نسبت محمد به قومش را حساب کنید محمد قران جدید اخلاق والا سخنان حکیمانه و پرورش افراد ی بود که دنیا را زیر و رو کردند
خوب بمن بگویید مثلا امام نقی چه کار کرد ؟؟ که ائمه اهل سنت نکرده اند ؟
اگر ایران افتخارش اسلام است ایا این اسلام را عمر و اصحاب دیگر محمد به ایران نیاورده اند ؟ ایا امامان شیعه خدمتی را که عمر به ایران کرد توانست انجام دهند

امام باقر چه چیزی گفت که اهل سنت بهترش را نگفته اند ؟؟؟
اخر با ادعا و شعار که نمیشود شما ۱۲ امام دارید میگویید با قران میشوند ثقلین
یعنی قران و عترت خوب بمن بگویید این ۱۲ امام تفسیری از سوره فاتحه را از خود بر جای گذاشته اند ؟؟؟
کتاب فقهی تدوین کرده اند ؟؟؟ایا در اصول و مبانی دین تالیفی دارند ؟؟
برادر گرامی! شیعه تمام علوم را از اهل سنت کپی کرده است و در هر هیچ علمی از علوم متداول اسلامی شیعه پیشتاز نبوده است پس اموزه های امامانتان به چه درد شما خورده است ؟؟ پس با شعار نمیشود
مثالی میزنم بهتر روشن میشود اهل سنت سایتهای مشخصی بنام
اسلام تکس – سنی نیوز –سنی انلاین و … دارد شیعیان امده اند درست مثل همان سایتها را ساخته اند ولی بنام خودشان . بروید گوگل سرچ کنید معلوم میشود ایا این نشانه بیماری این افراد نیست
سوالی اینجا مطرح است اگر ژیامبر به حسن و حسین و علی و فاطمه گفته اینها که داخل عبایند اهل بیت منند ان ۹ امام دیگر چگونه اهل بیت شدند ؟؟
شما میگویید ام سلمه اهل بیت نیست چون داخل عبا نبود و شامل قول پیامبر نشد
ان ۹ امام دیگر نیز که داخل نبودند چگونه شامل شدند ؟؟
اگر بر حسب نسب است چرا فرزندان حسن از امامت محروم شدند ؟
از همه مهمتر شیه که مخالف قیاس است و تکفیر ابوحنیفه بوسیله امام صادق {اگر راست باشد } بخاطر همین قیاس است ؟ پس چگونه شما قیاس میکنید و ال ابراهیم را قیاس بر ال محمد میکنید ؟؟

بهر حال بیصبرانه منتظر جوابم

2 | سپهر محمدی

۲۶ دی ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۲۵ ق.ظ

دوست من،

از گشایش باب گفتگو سپاسگزارم و بدون شک گفتگو را بهترین وسیله برای رفع سوء تفاهمات می دانم.

اولا در همه آیاتی که واژه اهل بیت آمده است، صحبت از اهل بیت پیامبران الهی و به خصوص اهل بیت ابراهیم است. هم در آیه اول که مستقیما صحبت از اهل بیت ابراهیم است، هم در آیه ای که صحبت از اهل بیت موسی است و هم در آیه ای که ظاهرا صحبت از اهل بیت پیامبر اسلام است.
ثانیا در همه آیات اهل بیت، ضمیر مذکر گرفته است، و این نشان می دهد همانطور که گفتید، غیر همسران هم مورد شمول اهل بیت بوده اند.
ثالثا بنده اساسا اهل بیت آمده در آیه تطهیر را اهل بیت حضرت ابراهیم می دانم. و از آنجهت که اولی ترین مردم به حضرت ابراهیم محمد بن عبدالله است، آن دسته از اهل بیت محمد که اهل بیت ابراهیم هستند هم مورد شمول آیه قرار می گیرند.
اما اینکه فرمودید که اهل بیت محمد، برای اسلام چه کرده اند، باید چشم داشت تا دید که ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاح کیست و باقر العلوم کیست و صادق آل محمد کیست؟

برای اطلاع از تعالیم محمد و آل محمد به کتب حدیثی ایشان مراجعه کنید که ظاهرا مطلقا از آن بی اطلاعید!

بنده به هیچ وجه منکر بزرگی بقیه آل ابراهیم نیستم! داود و سلیمان و موسی و عیسی همگی از آل ابراهیم بودند و خدا به آنها نیز رحمت و برکت عطا کرده است.

استدلال بنده بسیار ساده است:

محمد از آل ابراهیم است و اولوالارحام بعضهم اولی من بعض و ان اولی الناس بابراهیم للذین التبعوه و هذا النبی!

پس آن دسته از اهل بیت محمد که اهل بیت ابراهیم هم هستند، اولی ترین اهل بیت ابراهیم هستند.
اینها هیچ کسی نیستند جز علی و فاطمه و حسن و حسین و بس!

که خدا رحمت و برکت خود را بر آنها نازل کرده، به آنها حُکم داده است، آنها را امامان قرار داده است و آنها را به صورت ویژه از هر گونه پلیدی پالوده کرده است.

استدلال بسیار ساده و منطقی است، اگر قرآن را قبول داشته باشید و حسادت نکنید. و هیچ قیاسی انجام نشده است.

أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظیماً (۴:۵۴)
بلکه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک مى‏ورزند در حقیقت، ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم، و به آنان ملکى بزرگ بخشیدیم. (۵۴)

در ضمن صحبت در این پست در مورد اثبات اصل امامت در قرآن بود که در این زمینه مطلقا فرمایشی نداشتید! همچنین دقت کنید که من مدعی شیعیان نیستم بلکه مدعی اهل بیت هستم! آنها که خود را شیعه مینامند مثل پیروان هر دین دیگری سرشار از خطا و اشتباه هستند و بنده شوینده گناهان آنان نیستم!

بنده فقط اگر خدا قبول کند از محبین اهل بیت محمد مصطفی هستم!

3 | ساربان

۲۷ دی ۱۳۹۰ در ساعت ۴:۴۳ ب.ظ

برادر عزیزم دوباره سلام مطالب شمار ا خواندم اینک دقت فرمایید مطالب شما را بررسی میکنم ولی خواهش میکنم خوب دقت کنید مطالب شما در یک نگاه کلی گویی بود و علاوه بر اینکه اصلا جواب مرا ندادید باز همان مطالب پیشین را تکرار فرمودید
مثلا فرموده اید :

.
{اولا در همه آیاتی که واژه اهل بیت آمده است، صحبت از اهل بیت پیامبران الهی و به خصوص اهل بیت ابراهیم است. هم در آیه اول که مستقیما صحبت از اهل بیت ابراهیم است، هم در آیه ای که صحبت از اهل بیت موسی است و هم در آیه ای که ظاهرا صحبت از اهل بیت پیامبر اسلام است.
ثانیا در همه آیات اهل بیت، ضمیر مذکر گرفته است، و این نشان می دهد همانطور که گفتید، غیر همسران هم مورد شمول اهل بیت بوده اند.}
چواب :
اولا خیر یکی از ایات که من اورده بودم مربوط به مادر موسی بود ایه دیگر مربوط به همسر حضرت ابراهیم بود
و بدانخاطر مذکر امده است چون لفظ {اهل البیت } خود مذکر مجازی است
مثلا موسی به همسرو مادرش میگوید فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَارًا اهل در اینجا فقط زنان هستند ولی امکثوا جمع مذکر است به این خاطر که اهل در زبان عربی مذکر مجازی است
در ایه ۳۵ سوره احزاب هم قبل از همه مراد همسران پیامبر هستند
فرموده اید

{ثالثا بنده اساسا اهل بیت آمده در آیه تطهیر را اهل بیت حضرت ابراهیم می دانم. و از آنجهت که اولی ترین مردم به حضرت ابراهیم محمد بن عبدالله است، آن دسته از اهل بیت محمد که اهل بیت ابراهیم هستند هم مورد شمول آیه قرار می گیرند. }
جواب :
ببینید این شد کلی گویی بگذارید بررسی کنیم خدا میفرماید إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ
بخواهید و نخواهید اینجا سخنی از ال محمد نیست چرا ؟ چون ال ابراهیم و ال عمران
مراد پیغمبران از نسل انها هستند در حالی که بعد از پیامبر ما پیامبری نیست
أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَآ آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَآتَیْنَاهُم مُّلْکًا عَظِیمًا
خوب برادر گرامی موضوع به همین راحتی است دادن کتاب و حکمت و فرمانروایی
که این موضوع در میان امت محمد به این جامعی منتفی است

فرموده اید :
،{ باید چشم داشت تا دید که ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاح کیست و باقر العلوم کیست و صادق آل محمد کیست؟
برای اطلاع از تعالیم محمد و آل محمد به کتب حدیثی ایشان مراجعه کنید که ظاهرا مطلقا از آن بی اطلاعید!}
جواب :اینجا فقط شعاری توخالی است تاکید میکنم شعاری توخالی ؟ اگر حسین دلیل نجات است پس پیامبر چکاره بود ؟؟
اگر حسین چراغ فروزان است پس فلسفه نزول قران چیست ؟؟؟ حسین علی عمر ابوبکر عایشه فاطمه و بقیه ال و اصحاب فضیلتشان به این است که خود تابع خدا و پیغمبرند نه اینکه خود اصل دین باشند

اینها از یک طرف از طرف دیگر راهنمایی های حسین و باقر العلوم کجاست ؟ شافعی کتاب نوشته با دست خودش
ابوحنیفه همینطور و دیگران .هم ..چرا از ۱۲ امام شما یکی کتابی با دست خط خود ننوشت ؟؟ حدیث فرق میکند با
تالیف … نیاز به گفتن ندارد چرا این باقر العلوم نوشته ای از خود بجای نگذاشت ؟؟؟ عرض کردم ۱۲ امام شیعه
تفسیری بر سوره فاتحه ندارند دیگر کل قران پیشکش …
فرموده اید
{استدلال بنده بسیار ساده است:
محمد از آل ابراهیم است و اولوالارحام بعضهم اولی من بعض و ان اولی الناس بابراهیم للذین التبعوه و هذا النبی!
پس آن دسته از اهل بیت محمد که اهل بیت ابراهیم هم هستند، اولی ترین اهل بیت ابراهیم هستند.
اینها هیچ کسی نیستند جز علی و فاطمه و حسن و حسین و بس!
که خدا رحمت و برکت خود را بر آنها نازل کرده، به آنها حُکم داده است، آنها را امامان قرار داده است و آنها را به صورت ویژه از هر گونه پلیدی پالوده کرده است.}
اولادر این ایه سخنی از ال نیست بلکه سخن از تبعیت است و بعد سخن از خود محمد است نه اهل بیتش
اما اینکه گفته ای{ اینها هیچ کسی نیستند جز علی و فاطمه و حسن و حسین و بس!} ببخشید این در کجای ایه بود ؟؟ پس شما ۳ امامی هستید و از همه مهمتر شما قران را با حدیث میسنجید نه حدیث را با قران
فرموده اید :
{استدلال بسیار ساده و منطقی است، اگر قرآن را قبول داشته باشید و حسادت نکنید. و هیچ قیاسی انجام نشده است.}
جواب
مثلا ما چه حسادتی داریم به نسبت اهل بیت محمد ص ؟؟ مگر مرض داریم ؟ ما ادعای بدون دلیل شما را قبول نداریم
فرق شما با ان مسیحی چیست که به ما میگوید شما عیسی را عبد خدا کرده اید چون به پیامبر ما حسادت میورزید ؟
فرموده اید :
{در ضمن صحبت در این پست در مورد اثبات اصل امامت در قرآن بود که در این زمینه مطلقا فرمایشی نداشتید}
جواب .اولا در کل قران فرمانروایی فردی باطل و مردود است در قران اصل بر شورا است و جمله اسمیه
” و امرهم شوری بینهم ” یعنی صفت امت اسلامی در شورایی بودن ان است یعنی امت اسلامی وجود ندارد مگر اینکه امورشان شورایی باشد و اساسا حضرت محمد نیز مکلف به تشکیل شورا بوده است و شاور هم فی الامر
پس حکومت فردی در نظر اهل سنت باطل است و دنیا تازه به این نوع شیوه حکومت داری دست یافته است
شما خوب بنگرید محمد پیامبر میشود بعد از پیامبری هنوز هیچ چیز معلوم نیست علی را جانشین خود میکند
بعد هر کس مسلمان شد باید به نسبت نوادگان محمد سر تعظیم فرود اورد بعد فاطمه به دنیا می اید
فاطمه میشود قطب زنان عالم !! و چپ به کسی نگاه کند غضب غد را شامل حالش میکند بعد حسن و حسین ظهور میکنند باز باید بر سر مسلمانان جا خوش کنند
پیامبر در طول رسالت فقط از علی و حسن و حسین و فاطمه میگوید و میگوید و کس دیگری را ادم حساب نمیکند
پیامبر بهترین نوع رهبری را به علی میبخشد ! بهترین زمین را به فاطمه میبخشد و حسن و حسین را هم فرمانروای بهشت میکند …………………خوب این اصل دین شیعه است سوال اینجاست مگر این محمد با شاهان مغرور مستبد چه فرقی دارد ؟
واقعا چه فرقی دارد او هم مثل همه شاهان که همه چیز را برای خانواده خود میخواهد
بگذارید مثالی بزنم منظور به خدا فقط و فقط مثال است من فاطمه را نور چشم خودم و اهل سنت میدانم
این فاطمه چه کاری برای اسلام کرد که بقیه مسلمانان نکردند ؟؟ این کل زندگی فاطمه تنها یک بار در صحنه دیده شد انهم بخاطر زمین نه دین خدا او از غصه فدک همه را لعنت کرد
ابوبکری که تمام ثروتش را در راه پدر فاطمه داد تمام جنگها بخاطر پدر فاطمه حاضر شد و همیشه دوشا دوش پدرش بود اکنون فاطمه او را لعنت میکند که چرا زمین را به بیت المال مسلمین سپرده است ؟ این نوع بی حیایی را چه دختری نسبت به دوست پدرش مرتکب میشود که فاطمه مرتکب شود
فاطمه بخاطر دسیسه های یهود عصبانی نشد فاطمه بخاطر زخمهای محمد در احد عصبانی نشد فاطمه بخاطر حملات پی در پی مشرکین به مسلمانان غضب ناک نشد
فاطمه بخاطر همه مصیبتهایی که کفار به سر پیامبر امد عصبانی نشد ولی بخاطر تصاحب فدک !!! از کوره در رفت و همه را به باد ناسزا گرفت !!! این است فاطمه ای که شما ساخته اید …….مگر فاطمه چه زحمتی برای بدست اوردن فدک کشید که انهمه برای ان عصبانی شد باز دقت کنید این مثال را زدم که بفهمید شعار های توخالی و پوچ چگونه با یک استدلال عقلی فرو میریزند

پس شیعه از محمد یک شاه مغرور ساخته است که فقط به فکر این ۴ نفر خانواده خود بوده است واقعا عقل شیعه کجا رفته است ؟؟

4 | » براساس قرآن، شیعه کیست؟ بلاگ سپهر محمدی

۲۸ فروردین ۱۳۹۱ در ساعت ۱:۴۵ ب.ظ

[…] مندان به بحث اثبات امامت بر اساس قرآن به این مطلب نیز مراجعه […]

5 | افشین

۴ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۱:۴۷ ب.ظ

سلام
آقای سپهری چرا پاسخ دهی را متوقف کردید
تبلیغ ضعیف از تخریب بدتر است
من و سایر خوانندگان منتظریم ببینیم در مقابل استدلالهای عقلی آقای ساربان چه جواب مستدلی در شیعه وجود دارد
لازم به ذکر است که اگر خود حضرتعالی جوابهای کاملی در نظر ندارید وضیفه ی مذهبی تان است با یکنفر جامع علوم شیعه مشورت کنید و جوابهای مستدل ارایه دهید
اما به هر حال بحث را بی پاسخ رها نکنید که ضربه بدی به موضوع امامت در قرآن میزنید
فقط خواهش میکنم جوابهایتان قوی و مستدل باشد

6 | سپهر محمدی

۵ مهر ۱۳۹۱ در ساعت ۹:۲۱ ق.ظ

جناب افشین!
دوست عزیز،

خیر بنده هیچ وظیفه ای برای پاسخ گفتن به مباحث مطرح شده احساس نمی کنم! در این پست بحث “اثبات امامت از دید قرآن” مطرح شده است، اگر در این زمینه مطلبی هست در خدمت شما و دوستمان جناب ساربان خواهم بود. از ابتدا هم بهتر بود که بحث متفرقه “اهل البیت” ذیل این پست مطرح نمی شد!

البته معنی این موضوع این نیست که پاسخی ندارم، بلکه معنی آن این است که نظم بحث باید حفظ شود.

من هیچ “وظیفه مذهبی” که “با یکنفر جامع علوم شیعه” مشورت کنم و پاسخ شما را بدهم احساس نمی کنم! شیعه اگر دین خداست، پاسخ مناسب هم در خود دارد! و شما اگر جوینده حقیقت هستید، بجویید تا بیابید!

البته من هیچ موضوعی در مورد بحث “امامت در قرآن” را بی پاسخ نگذاشته ام و ضمنا من “فرقه گرا” نیستم! دچار سوء تفاهم نشوید! من “حقیقت گرا” و حنیف هستم ان شاء الله و شما هم اگر حقیقت گرا هستید پاسخ خود را خواهید یافت!

http://modern-muslims.com/wiki/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87_%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C

با نهایت احترام
سپهر محمدی

7 | sina

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ساعت ۵:۳۶ ق.ظ

ما طبق همین استدلال از شما می‌پرسیم: مگر حضرت علی نیز مانند حضرت ابراهیم، ابتدا نبوت داشته که بعد از آن امام شده باشد؟
شما شخصی غیر نبی را که خودتان برایش امامتی تراشیده اید از پیامبران الهی و نبوتشان بالاتر می‌دانید
آیا معقول است که ختم نبوت اعلام شود و به جایش چیزی بالاتر از آن، یعنی امامت گذاشته شود؟!
خوب می‌شود بفرمایید خداوند در کجای قرآن حضرت علی را امام قرار داده است؟

8 | سپهر محمدی

۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۰۴ ق.ظ

دوست عزیز،
ظاهرا شما به استدلال توجه نکردید و استدلالهای سنتی را مبنای پاسخ خود قرار دادید!

اثبات من برای اثبات امامت ۱۰۰% مبتنی بر قرآن و شامل این موارد بود:

۱-اصل امامت در ادیان گذشته یعنی سه دین حنیف و یهودیت و مسیحیت وجود داشته است و به روشنی در قرآن آمده است.
۲-اگر قبول نکنیم نام ۱۵ امام، حداقل نام سه امام(حضرت ابراهیم، حضرت یعقوب و حضرت اسحاق) در قرآن تصریح شده است.
۳-امامت در امت اسلامی همچنان تداوم دارد.

من استدلالی مبنی بر امامت شخص خاصی(مثلا امام علی بن ابیطالب) در این پست نیاوردم.

با تشکر از دقت شما

9 | کامران

۱۲ مرداد ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۲۲ ب.ظ

با سلام باید گفت که پیامبران خدا امامان هیچ چیز از خود ندارند وبه فضل خداوند صاحب کمالات شدند و باید به این موضوع پرداخته شود اگر امامت علی اثبات شد حرف او درست نیست در ضمن شما می گویید عمر کار بزرگی انجام داده . باید پرسید چه کاری ? فتح ایران با نگاه نژاد پرستانه تاریخ ۱۲ امام را مطالعه کنید به مجزات پی خواهی برد یک سوال دیگر ایا عمر شهید شد  

10 | اسکندر مرادی

۱۳ دی ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۳۱ ب.ظ

بسم الله
سلام

اگر بعنوان نمونه آیتین ذیل از سوره احقاف را درنظر بگیریم:

وَ مِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسىَ إِمَامًا وَ رَحْمَهً وَ هَاذَا کِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِیًّا لِّیُنذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ وَ بُشْرَى‏ لِلْمُحْسِنِینَ(۱۲)

إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُواْ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یحَْزَنُونَ(۱۳)

بحث باز تر میشود.در ابتدای کار انسان امامت با انسانهای شایسته بوده است.صنعت کتابت بتدریج رشد کرده است.

در اواخر کا امامت به کتاب منتقل شده است.

کتاب امام ثابت است.پیروان راستین و صبور و تلاوت کنندگان راستین کتاب امامان به زمانها و مکانهای مختلف.آموزش دهندگان کتاب.

والسلام
quranmizan.com

نوشتن نظر

برخی نظرات من:

من از حجاب اختیاری و آزادی انتخاب پوشش برای زنان حمایت می کنم.

شبکه های اجتماعی من:

صفحه شخصی در فیسبوک  Twitter  Youtube  Google Books  Geni  باشگاه جوانان شیعه و مسیحی  انجمن مسلمانان نوگرا